نقد و بررسی فیلم داستان ازدواج؛موضوعی کهنه با روایتی جذاب

 نقد و بررسی فیلم داستان ازدواج؛موضوعی کهنه با روایتی جذاب
تبلیغات دیجی کول

فیلم داستان ازدواج(marriage story) به کارگردانی نوآ بامباک در سال ۲۰۱۹ ساخته شده است. این فیلم یکی از بحث برانگیزترین فیلم های سال گذشته میلادی بود که در بسیاری از جشنواره ها و محافل سینمایی مورد توجه قرار گرفت.

فیلم هایی که تاکنون از نوام بامباک دیده شده، کمابیش مورد توجه قرار گرفته‌اند اما داستان ازدواج را شاید موفق‌ترین اثر این کارگردان باید دانست. در این فیلم، اسکارلت جوهانسون، آدام درایور و لورا درن به ایفای نقش پرداخته‌اند. این فیلم با مونولوگ‌هایی از شخصیت‌های اصلی یعنی نیکول (اسکارلت جوهانسون) و چارلی (آدام درایور) آغاز می‌شود. این دیالوگ ها از همان ابتدا به مخاطب نشان می‌دهد که او با یک اثر خانوادگی در مورد یک زوج روبرو است.

در همین جا می توان گفت که فیلمساز سراغ موضوع سخت ولی آشنایی رفته است. همانطور که همه می دانیم، مسائل زوج ها و زن و شوهرها به طور کلی در تاریخ سینمای جهان مسئله‌ای است که بارها و بارها در هر فرهنگی به آن پرداخته شده است. اما اینکه اکنون در سال ۲۰۱۹ موضوع فیلمی مسائل یک زن و شوهر را به عنوان مسئله‌ی اصلی مطرح کند، کار پر ریسک و پرخطری است.

این موضوع دیگر به راحتی مخاطب خود را جذب نمی کند مگر آن که فرم و محتوایی داشته باشد که بتواند موضوعی کهنه را با روایتی جذاب بازگو کند. به نظر می رسد نوابامباک تا حد زیادی توانسته در این زمینه موفق باشد. او شاید بار اصلی داستان را به روی شخصیت ها انداخته است. شخصیت هایی که می توانند نماینده بسیاری از انسان‌های معمول هر فرهنگ و کشوری باشند اما در عین حال دارای نکات منحصر به فرد و ویژه ای هستند که تنها منحصر به نیکول و چارلی است.

ماجرا از این قرار است که یک زوج که به لحاظ طبقاتی در رده متوسط جامعه هستند، اکنون بعد از ده سال زندگی مشترک، بدون آن که اتفاق غیر مترقبه و عجیبی در زندگیشان افتاده باشد، تحمل یکدیگر را ندارند.

چارلی کارگردان تئاتر و نیکول بازیگر است. آن ها توانسته‌اند به موفقیت قابل قبولی هم در شغلشان دست یابند و اکنون فرزند پسر هشت ساله ای دارند. آن دو کشمکش ها و دلخوری‌هایی از هم دارند که ممکن است به نظر بسیاری قابل حل باشد. اما در کمال تعجب می بینیم که وقتی نیکول برای پروژه‌ای کاری به شهر دیگری می‌رود، تقاضای طلاق می دهد. چارلی ابتدا یکه می‌خورد و نمی‌تواند باور کند. اما بعد از مدتی انگار او هم در جریان یک بازی قرار می‌گیرد. در این میان مسائل بزرگ مانند خیانتی قدیمی هویدا می‌شود که مسئله را پیچیده‌تر می کند. اما این باز هم مسئله اصلی نیست.

مسئله، بیشتر جزییات زندگی آن‌ها است که این نارضایتی را به وجود آورده است. نیکول و چارلی که در ابتدای فیلم داستان ازدواج، مانند بیشتر زوج های دنیا بودند، حالا به دو جنگجو تبدیل شده اند که حتی عقاید خود را زیر پا می گذارند تا در دادگاه طلاق موفق شوند و حضانت فرزندشان را بدست بیاورند. اما آنها بر سر چیزی جنگ می کنند که هیچ کدام توجه کافی و لازم را به آن ندارند.

آن موضوع، کودکی است که در این میان آسیبب می بیند و در نهایت انگار هیچکس به فکرش نیست و تنها وسیله این جنگ شده است. داستان ازدواج را می توان فیلمی دانست که اکثر مخاطبانش را به دنبال خود می کشاند اما در جاهایی نیز آن‌ها را خسته می‌کند. این شاید به این دلیل است که مخاطب برای این زندگی راه‌حل‌هایی به ذهنش می‌رسد که به ذهن شخصیت ها نمی‌رسد و اینطور به نظر می‌آید که آن‌ها این دعوا را زیادی کش می‌دهند. این خسته‌کننده‌بودن شاید به این دلیل است که ما گذشته زندگی آن‌ها را ندیده ایم و جز چند دیالوگ راجع به گذشته، هیچ چیز از داستان زندگی نیکول و چارلی نمی‌دانیم و تنها، شاهد ماجرای طلاق آن دو هستیم.

فیلم داستان ازدواج می تواند در بسیاری از جاها مخاطب را به یاد آثار وودی آلن بیندازد، بی شک وودی آلن را می توان یکی از ریزبین‌ترین فیلمسازها در روابط انسانی دانست. دیالوگ های زیاد شخصیت ها و کاراکترهای طناز مانند کاراکتر خواهر و مادر نیکول این شباهت را بیشتر هم کرده است. اما آثار وودی آلن در نهایت به یک اوجی می رسند که آن اوج را داستان ازدواج هیچ گاه در خود تجربه نکرده است.

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *