بازگشتی نصفه و نیمه| نقد و بررسی بازی Resident Evil 3 Remake

 بازگشتی نصفه و نیمه| نقد و بررسی بازی Resident Evil 3 Remake
تبلیغات دیجی کول

وقتی صحبت از ریمستر یک بازی میشود، میدانیم که باید انتظار داشته باشیم تا سازندگان دستی به سر و روی بازی کشیده و با ظاهر امروزی تر و بهتری آن را روانه بازار کنند اما وقتی پای ساخت یک ریمیک وسط می­ آید، بحث کاملا متفاوت است.

امکان دارد بعضی موارد از داستان و گیم پلی بازی دستخوش تغییراتی شوند، اما نه خیلی زیاد. کاری که کپکام (Capcom) با عنوان رزیدنت اویل ۲ ریمیک (Resident Evil 2 Remake) انجام داد و موفقیت چشمگیری برای این بازی رقم زد.

پس از بازخوردهای مثبت این کار از سمت هوداران و منتقدان، تصمیم گرفت تا بار دیگر جسارت به خرج دهد و نسخه­ سوم این سری، یعنی رزیدنت اویل ۳ (Resident Evil 3) را تقریباً بکوبد و از نو بسازد. حالا قرار است به نقد و بررسی نسخه­ بازسازی شده­ این بازی بپردازیم تا مشخص شود کپکام به چه اندازه توانسته تجربه­­ خوبی را برای طرفداران قدیمی و جدید رزیدنت اویل فراهم آورد.

 

فضای کلی داستان Resident Evil 3 Remake 

سال ۱۹۹۸ است؛ دقیقاً یک روز پیش از وقایع رزیدنت اویل ۲. ویروس تی (T-Virus) در سرتاسر شهر راکون سیتی (Raccoon City) پخش شده و مردم بیگناه را تبدیل به زامبی های خون خوار و وحشت آور میکند. در بحبوحه­ این آشوب و هرج و مرج، یک سلاح بیولوژیکی به نام نمسیس (Nemesis) در حال تعقیب بازماندگان گروه S.T.A.R.S است و قصد دارد تمام آنها را به قتل برساند. جیل ولنتاین (Jill Valentine) از جمله اعضای این گروه میباشد که ما باید در طول بازی کنترل او را بر عهده بگیریم تا به سلامت از میان تمام چالش های پیش رویش عبور کند.

دوست نداریم داستان بازی را اسپویل کنیم

ولی اولین چالش بازی در همان دقایق ابتدایی اتفاق می­افتد؛ جایی که جیل در آپارتمانش از خواب بیدار میشود و نمسیس با حضور ناگهانی­ اش او را غافگیر میکند که تا حدودی حس هیجان انگیز و پر تب و تابی دارد اما چه میشود که در ادامه­ بازی وجود این حس کم رنگ میشود؟

متاُسفانه کپکام روندی را که برای شروع داستان انتخاب کرده میخواهد روی ادامه­ آن هم پیاده کند؛ یعنی در ابتدای بازی، با نشان دادن کات سین های سینمایی خبر از حضور نمسیس میدهد که تقریباً قابل قبول است ولی در باقی لحظاتِ بازی، استفاده از­ این شیوه یک مقدار غیر جذاب بنظر میرسد. انگار میخواهد به بازیکن خبر دهد که تو قرار است الان غافلگیر شوی و بترسی؛ درصورتیکه هیجان ترسیدن به غیر قابل پیش بینی بودن آن است. به علاوه، این بار خبری از حس دلهره و اضطرابی که در نسخه­ قدیمی بازی بابت حمله­ ها و تعقیب های بی­امان نمسیس وجود داشت، نیست. فقط در یک سری مکانهای از پیش تعیین شده سر و کله اش پیدا میشود و وقتی هم می­ آید، آن ترسی را که قبل از تجربه­ بازی انتظارش را داشته ­اید، ایجاد نمیکند.

چه خبر از کاراکترهای بازی؟

اگر از گیمرهای قدیمی بازی باشید، ممکن است راجع به حضور ضعیف نمسیس نسبت به نسخه­­ اصلی نا امید شوید. متاُسفانه کپکام آنطور که باید از پتانسیل­های فراوان این کاراکتر استفاده نکرده و فقط به حضورهای کوتاه و کمی سطحی او در بازی اکتفا کرده است. بعضی مواقع همانند گذشته رویارویی با او میتواند چالش برانگیز باشد ولی قابلیت ماندگار شدن در ذهن را ندارد و به راحتی میتوان آن را به فراموشی سپرد.

کاراکتر نمسیس به دلیل ساختارِ متفاوت چهره­، خوی وحشی گری، سرعت و قدرتش میتواند خیلی بیشتر از مستر ایکسِ (MR. X) رزیدنت اویل ۲ ترسناک باشد، ولی سازندگان در نسخه­ های ریمیک کاملا این موضوع را برعکس پیاده کرده ­اند و نتیجه به شکلی رقم خورده که انتظار نمیرفت مستر ایکس به آن خوبی ظاهر شود و نمسیس به این بدی. اگر قرار باشد که ریمیکی برای نسخه­ های بعدی ساخته شود، حداقل کپکام باید طوری عمل کند تا چنین تناقضاتی پیش نیاید و همانطور که طرفداران انتظار دارند بازی را بسازد.

در ادامه با شخصیت هایی برخورد میکنیم که بعضی از آنها حضوری کوتاه و برخی دیگر نقش کلیدی و مهمی را در پیش برد داستان ایفا میکنند. یکی از این کاراکترهای مهم، کارلوس اولیویرا (Carlos Oliveira) است که کپکام نسبت به نسخه­ اورجینال بیشتر به او بها داده و شخصیتی دوست داشتنی از او ساخته است. همچنین مقدار زمان قابل توجه­ی از بازی را برای این شخصیت در نظر گرفته تا طرفدارانِ او بتوانند تعامل بیشتری با بازی داشته باشند. در مورد شخصیت پردازی کاراکترها، تقریبا با همان فرمتی که از قبل انتظار داشتیم عمل شده ولی با یک تفاوت؛ بهبود دیالوگ­ها.

 رزیدنت اویل ۳: نمسیس (Resident Evil 3: Nemesis) دیالوگ­های سطحی و بی کیفیتی داشت که این ضعف خوشبختانه در نسخه­ ریمیک تا مقدار زیادی برطرف شده و بازی فضای منطقی تری از نظر رد و بدل کردن دیالوگ ها پیدا کرده است. از حیث صداگذاری شخصیت ها نیز کپکام سعی کرده که صداپیشگانی را انتخاب کند تا بازیکن ارتباط گیریِ عمیقی با کاراکترهای بازی و همچنین باور کردن هر چه بیشتر آنها داشته باشد.

کپکام تا چه حد به نسخه اصلی وفادار بود؟

از نقاط ضعفی که میتوان به آن اشاره کرد، کوتاه و کم بودن محتوای داستانی بازیست که تقریباً در ۵ الی ۶ ساعت تمام میشود. قطعاً هدف کپکام از انجام این کار، ساخت عنوانی با ریتمی سریع بوده که الحق و الاِنصاف توانسته در اینکار موفق شود و روایت را با ضرب آهنگ خوبی جلو ببرد. ولی به دنبال آن مجبور شده تعداد زیادی از معماها و پازل های بازی، مکان های خاطره انگیزی مثل محیط داخلی برج ساعت و راکون پارک و حتی بعضی از باس فایت ها را از بازی حذف کند، و شاید بهتر است بگوییم آنها را فدا کرده است.

مسلماً این مورد میتواند ضعف بزرگی برای نسخه­ بازسازی شده از یک عنوان باشد. وفاداری به نسخه­ اصلی در ساخت ریمیک از اولویت هاییست که سازندگان باید آن را رعایت کنند، ولی کپکام از این نظر هم برای رزیدنت اویل ۳ کم گذاشت. نسخه قدیمیِ بازی، عنوانی بود که با محیط­های متنوع­­تر و پاز­ل­های بسیارش ما را درگیر ماجراجویی و جستجو میکرد، ولی نسخه ریمیک بیشتر یک بازی اکشن با روایت خطی است که یا باید در حال گریز باشی و یا در حال مبارزه.

همانطور که در مقاله­ “هر آنچه که باید در مورد Resident Evil 3 Remake بدانیم ”  ذکر کردیم، پایان­های متفاوتی که در نسخه­ قدیمی بازی بود این بار حذف شده­ و بازیکن نمیتواند با تصمیم گیری، در پیش برد و تمام کردن بخش داستانی دخیل باشد. فقط یک پایان و روایت خطی تدارک دیده شده که تا می­ آید جان بگیرد و بازیکن را غرق در خودش کند، سریع تمام میشود. فقط تنها چیزی که شاید توانسته ارزشِ تجربه­ مجدد بازی را بالا ببرد، باز شدن یک فروشگاه بعد از اتمام بازیست که میتوانید با خرج امتیازهای کسب شده و خرید آیتم­های جدید از آن، شخصیت خود را ارتقا دهید و با درجه­ سخت­تر، بازی را از نو شروع کنید.

اگر نسخه­ اصلی را بازی کرده باشید، قطعاً بعد از به اتمام رساندن نسخه­ ریمیک کمی حرصتان میگیرد و با خود میگویید ای کاش از پتانسیل­های بازی اصلی بیشتر استفاده میشد. البته باید مورد دیگری هم به لیست حذفیات کپکام راجع به این نسخه اضافه کنیم، که آن چیزی نیست جز حذف بخش جذاب Mercenaries. بخشی جانبی که با دادن زمان محدودی به بازیکن، او را تشویق میکرد تا تعداد زیادی زامبی را از بین ببرد و در مقابل، به او زمان بیشتری را جایزه میداد. ولی افسوس که این قسمت هیجان انگیز هم از بازی حذف شده تا نتوانیم همراه با دوستانمان و به یاد خاطرات گذشته، کل کل رکورد زنی و رقابت را تجربه کنیم.

گرافیک، گیم ‌پلی و موسیقی Resident Evil 3 Remake

طبیعتاً با پیشرفت­هایی که در طی این بیست سال صورت گرفته، سازندگان توانسته ­اند محیط های بازی را بسیار بزرگتر از نسخه­ قدیمی بسازند تا حس ماجراجویی نیز چاشنی بازی شود ولی خب میدانید که با حذف یک‌سری از المان­ها در بخش داستانی، کماکان کمبود این مورد حس میشود اما اگر بخواهیم انصاف را رعایت کنیم، قطعاً نباید از گرافیک خیره ­کننده و چشم­ نواز بازی که از بارزترین نقاط قوت آن است بگذریم. گرافیکی که به لطف موتور قدرتمند RE Engine، محیط­های پر جزییاتی را ایجاد کرده و کات سین­ های سینمایی را با کیفیت درجه یکی به نمایش در آورده است. البته ناگفته نماند که موسیقیِ متن و افکتهای صوتیِ بسیار عالی برای بازی در نظر گرفته شده که به شدت با فضای آن هماهنگ است و دست به دست با جلوه ­های بصری، به طرز شگفت ­آوری اتمسفر بازی را سنگین کرده است. علاوه بر این، بعضی از موسیقی ­های نسخه­ قدیمی را میتوانید همچنان حین تجربه­ بازی بشنوید و با حال و هوای ایام گذشته خاطره بازی کنید.    

با وجود طراحی واقع­ گرایانه و دقیق جزییات کاراکترها و زامبی­های بازی، انیمیشن­ها تنوع کمی دارند و شبیه به رزیدنت اویل ۲ ریمیک بنظر میرسند. ولی میتوان از این مورد هم بخاطر زحمت زیادی که برای پیاده سازی گرافیک بازی کشیده شده، گذشت. البته نقش گیم پلیِ پر التهاب و هیجان­ انگیز بازی هم بی تاثیر نبوده تا باعث شود از ضعف­های این چنینی چشم پوشی کنیم.

در این نسخه تاکید شده که گیم پلی تا حد زیادی مبتنی بر المان­های سبک اکشن باشد، به همین دلیل بازی شامل تعداد زیادی زامبی (Zombie) است و از آن طرف مقدار بسیار زیادی مهمات برای مقابله با آنها در اختیارتان میگذارد.

ریتم سریع، گان پلی نرم و روان، تغییر زاویه­ دوربین و قرار گیری آن در کنار شانه بصورت داینامیک و امروزی، وجود سلاح­های خاطر انگیز نسخه­ قدیمی، استفاده از چاقو بصورت نامحدود (این قابلیت در رزیدنت اویل ۲ ریمیک وجود نداشت)، سیستم بهبود یافته و متفاوت Dodge (جا خالی/ که اگر با زمانبندی درست انجام شود صحنه به حالت آهسته در میاید و در ادامه میتوانید با یک غلت از حمله­ دشمنان فرار کنید)، وجود بشکه های انفجاری و ژنراتور­های الکتریکی (که با تیراندازی به سمت آنها میتوانید زامبی­های مزاحم را بصورت گروهی از پا در آورید)، دشمنان متنوع و زامبی­های سمج، همه و همه از ویژگی ­های مثبتی هستند که گیم­ پلی میتواند برایتان به ارمغان آورد.

البته یک موردی که ممکن است توی ذوق بزند و بازی را مقداری آسان کند، اضافه شدن سیستم چک پوینت (Checkpoint) باشد که اگر نبود، قطعا چالش­های بازی خودنمایی بیشتری داشتند و به دنبال آن مدت زمان گیم پلی هم افزایش پیدا میکرد.      

بخش آنلاین Resistance

مشغول شدن کپکام به ساخت بخش آنلاین Resistance را میتوان جزو دیگر عواملی دانست که موجب شده تمرکز بر روی ساخت بخش­های اصلی بازی کم شود و در نهایت، نتیجه­ کار از نظر محتوا به گونه ­ای ناقص و با کلی حذفیات در اختیار هواداران قرار گیرد. ولی آیا واقعا این بخش آنلاین به اندازه ­ای خوب و ارزشمند است که بتواند خلأهای موجود در بخش داستانی بازی را پر کند و حتی جایگزین بخش حذف شده­ Mercenaries شود؟ تا حدودی نه. درست است ایده­ خوبی دارد ولی در عمل آنچنان سرگرم کننده به نظر نمیرسد.

بگذارید راجع به روال کار در این بخش کمی توضیح دهیم و بگوییم چرا هنوز جای کار بیشتری دارد. روال به این صورت است که یک گروه چهارنفره باید با یک مسترمایند (مغز متفکر) در محیط هایی به شکل اتاق فرار به مبارزه بپردازند. اکنون دو انتخاب پیش روی بازیکن قرار میگیرد؛ یا باید در قالب مسترمایند به طراحیِ چالش و گذاشتن تله مشغول شود و یا جزوی از آن گروه چهارنفره باشد که قرار است از مهلکه­ ایجاد شده توسط مسترمایند فرار کنند.

در این میان قاعدتاً هر کدام از کاراکترهای این گروه، دارای سلاح­ها و توانایی­ هایی هستند. ولی مسئله اینست که اصلا تعادلی بین این قدرتها و تواناییها وجود ندارد. یک کاراکتر بسیار به درد بخور و دیگری تقریباً بی­فایده. از آن طرف مسترمایند با در اختیار داشتن کنترلِ هیولاهای قدرتمندی مثل تایرنت و ویلیام برکین، در حدی زورش به چهار شخصیت دیگر میچربد که گاهی بازی در نقش او آسان میشود و هیجان خودش را از دست میدهد. همچنین مشکل دیگری که وجود دارد، لگ و تاُخیرهای زیاد حین تجربه­ این بخش است که باعث میشود در بعضی مواقع کمی کلافه شوید.

البته که Resistance هنوز در مرحله­ آزمایشی قرار دارد و ممکن است در آینده با دریافت آپدیت هایی مقداری سر و سامان بگیرد، ولی در حال حاضر حرف زیادی برای گفتن ندارد. شاید اگر کپکام از ساخت این بخش صرف نظر میکرد و بیشتر برای بخش داستانی وقت میگذاشت، دوباره با عنوانی در حد و اندازه­ رزیدنت اویل ۲ ریمیک (Resident Evil 2 Remake) روبه رو میشدیم.

نتیجه گیری

وقتی برچسب کلمه­ بازسازی در کنار عنوانی قرار میگیرد، ناخودآگاه ذهن ها به سمت مقایسه بین نسخه­ جدید و قدیمی آن میرود. ناگزیر ما هم باید این کار را در نقد بازی میکردیم ولی متأسفیم که این امکان بوجود نیامد تا برتری صنعت مدرن بازیسازی را در این مورد خاص(Resident Evil 3 Remake) اعلام کنیم. اگر تا به حال نسخه قدیمی رزیدنت اویل ۳ را بازی نکرده ­اید، میتوانیم تجربه­ نسخه­ ریمیک آنرا به عنوان یک بازی اکشن که در سطح کیفی متوسطی قرار دارد، به شما پیشنهاد کنیم.

اگر از گرافیک نسخه­ کلاسیک بازی خسته شده ­اید و چشمانتان نیاز به دیدن کمی زرق و برق دارد، به سمت رزیدنت اویل ۳ ریمیک کوچ کنید. در غیر اینصورت، میتوانیم به شما اطمینان دهیم که با تجربه نکردن این عنوان چیز خاصی را از دست نمی دهید.

نقاط قوت و ضعف بازسازی رزیدنت اویل ۳ در یک نگاه

نقاط قوت 

 گرافیک و فضاسازی عالی

 گیم پلی با ریتم سریع و هیجان انگیز

 موسیقی و صداگذاری­های بی ­نقص

بهبود ساختار دیالوگ­ها

بزرگ شدن محیط­ها و افزایش تعداد زامبی­ها

نقاط ضعف 

کم بودن محتوای بخش داستانی

نمسیسِ قابل پیش بینی و کم ابهت

حذف برخی مکان­ها، پازل­ها و باس فایت­ها

 اضافه شدن سیستم چک پوینت

حذف بخشِ Mercenaries و جایگزینی Resistance

امتیاز بازی: ۷ از ۱۰
۷/۱۰

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *