سینما و نجات بشریت از ویروس‌های ناشناخته

 سینما و نجات بشریت از ویروس‌های ناشناخته
تبلیغات دیجی کول

تاریخ سینما پر است از فیلم‌هایی که سرفه در آن‌ها یکی از دلایل اجتناب‌ناپذیر مرگ نشان داده شده است. مسئله سرفه، این روزها و در خلال پاندمی و همه‌گیری ویروس کرونا، یکی از مهم‌ترین دلایل اضطراب است. همه‌ی ما این داستان را حفظیم. یک شخصیت سرفه‌اش می‌گیرد. اول آرام و با طمأنینه و پس از مدتی، در طول فیلم، سرفه‌ی او بلندتر و شدیدتر می‌شود تا جایی که ترسناک است و ما روی دست یا دستمال شخصیت خون می‌بینیم. تا به خودمان بجنبیم، او به دلیل سرطان پیشرفته‌ی ریه یا سل و یا هر بیماری مرگ‌بار احتمالی دیگری که سرفه از علائمشان است، جان خود را از دست می‌دهد. این ماجرا همیشه با یک سرفه‌ی به ظاهر معصوم و بی‌گناه شروع می‌شود.

این مقاله ممکن است حاوی مقادیر زیادی لو دادن قصه‌ی فیلم‌ها و سریال‌هایی باشد که شخصیت‌ها در آن‌ها شروع به سرفه می‌کنند و خیلی زود می‌میرند. در واقع فقط ممکن نیست، بلکه حتما اشاره می‌کند.

7yse1edv

ارتباط «ویروس، سرفه و مرگ» در سینما و ادبیات

بسیاری از سرفه‌ها علامت ویروس کووید-۱۹ یا هر بیماری خطرناک دیگری نیستند (بهار و حساسیت‌های فصلی را که فراموش نکرده‌ایم)، اما دست خودمان نیست و به محض اینکه می‌بینیم یک نفر در خیابان داخل آرنج‌اش سرفه می‌کند و یا بدتر از آن، خودمان درون سینه‌مان میل شدید به سرفه داریم، وحشت‌زده می‌شویم و دست و پای خود را گم می‌کنیم. البته این اضطراب تقصیر ما هم نیست، سابقه‌ی «سرفه‌ای که منجر به مرگ شود» در فرهنگ عامه به حدوداً صدها سال پیش‌تر باز می‌گردد.

 

سرفه های منجر به مرگ در رمان‌ها

سرچشمه‌ی پیدایش این باور را به راحتی نمی‌توان پیدا کرد، اما در رمان‌های عاشقانه‌ای هم‌چون غرور و تعصب (۱۸۱۳) و جین ایر (۱۸۴۷) حضور قابل توجهی دارد. متاسفانه هر دوی این رمان‌ها زمانی نوشته شده‌اند که سرفه‎ی شدید نشانگر بیماری سل بود. (هلن برنز، دوست بخت‌برگشته‌ی جین را به خاطر بیاورید.) فانتین در رمان بی‌نوایان و میمی در اپرای لا بوهم نیز هر دو از قربانیان سرفه‌های شدید هستند.

 

مرگ های قابل پیش‌بینی در سینما و تلویزیون

با توجه به بسته شدن نطفه‌ی این نوع نگاه در سینما و تلویزیون، نویسندگان و کارگردانان از این روش به مثابه ابزاری برای پیش‌بردن قصه‌هایشان استفاده می‌کنند. درواقع این ابزار درست همانند قاعده‌ی معروف «تفنگ چخوف» است، هر عنصری که در داستان و فیلمنامه به آن اشاره شده، حتی عناصر به ظاهر کوچک و بی‌اهمیت مثل تفنگی روی دیوار، در نهایت بایستی به کار بیایند و باعث پیش‌برد قصه شوند. تفنگ در نهایت می‌بایست قبل از به پایان رسیدن قصه شلیک شود در غیر این صورت نباید اشاره‌ای به آن شود. با همین منطق، اگر قصه‌گو می‌خواهد شما متوجه سرفه کردن یک شخصیت بشوید، یک دلیل پشت ماجرا وجود دارد. و آن دلیل، اغلب اوقات سرنوشت ناگزیر آن شخصیت است.

ما در فیلم مولن روژ نیز با همین عرف روایتی روبرو هستیم، امیدواریم روح نیکول کیدمن قرین آرامش و رحمت باشد. هم‌چنین در شجاع‌دل، مرد روی ماه، ترانه‌ی برایان، جاده، نجات آقای بنکز، میم مثل مادر و بی‌شمار فیلم و سریال دیگر این الگو را می‌بینیم. الک بالدوین در اپیزودی از برنامه‌ی پخش زنده‌ شنبه شب با این مسئله شوخی کرده است. او «مثلا» مشغول آموزش تکنیک‌های ناب بازیگری به گروهی علاقمند است و برای آن‌ها توضیح می‌دهد که سرفه در بازیگری در واقع هشداری برای مرگ احتمالی شخصیت است.

در صحنه‌ای از برنامه ما می‌بینیم که زنی بی‌مقدمه سرفه می‌کند و به همسر نگرانش می‌گوید: «چیزی نیست. احتمالا یک سرماخوردگی ساده است.» و این دیالوگ بارها و بارها در شرایط مختلف تکرار می‌شود. نمونه‌های بسیاری از این جدی و شوخی این مسئله در کتاب‌های کمیک، مانگاها، تئاترها و حتی بازی‌های کامپیوتری نیز دیده می‌شود.

در مینی‌سریال چرنوبیل که از شبکه‌ی اچ‌بی‌او پخش شد، بوریس شربینا سیاست‌مدار اهل شوروی (با بازی استلان اسکارشگورد) را می‌بینیم که هنگام شهادت در دادگاه مسببین فاجعه‌ی هسته‌ای هولناک سال ۱۹۸۶، سرفه‌های خفیفی می‌کند. بوریس شربینای واقعی به دلیل قرار گرفتن در معرض پرتوهای رادیواکتیو، چندسال بعد فوت کرده است.

در دنیای سینما هیچ‌کس به اندازه‌ی کیت وینسلت سرفه نکرده است!

این بازیگر انگلیسی شرایط وخیمی از سرفه‌های مرگبار را در فیلم‌هایی نظیر موجودات آسمانی و در جست‌وجوی ناکجاآباد تجربه کرده و در سال‌های اخیر نیز در فیلم شیوع که ماجرایش به اضطراب‌های اخیر نیز بی‌شباهت نیست، حضور داشته است.

شیوع به کارگردانی استیون سودربرگ محصول سال ۲۰۱۱، فیلم فاجعه‌آمیز دلهره‌آوری‌ست که کیت وینسلت در آن نقش مامور یک سازمان اطلاعات بیماری‌های واگیردار را بازی می‌کند. او برای تحقیق در رابطه با پیدایش یک ویروس مرگ‌بار به مینه‌سوتا فرستاده می‌شود. خیلی زود به تمام علائم مانند سرفه‌های شدید مبتلا شده و سپس می‌میرد.

حتی استادان جدای نیز از این وضعیت در امان نیستند. در پایان فیلم جنگ ستارگان: بازگشت جدای، یودا نیز شروع به سرفه می‌کند و پس از چند دقیقه جان می‌دهد.

سینما باعث شده ما از سرفه بترسیم 

اما آیا این قضیه خطرناک است؟ اتفاقا در شرایطی مانند بحران کنونی، پاندمی کووید-۱۹، این ترسِ نهادینه‌شده باعث نجات جان بسیاری شده است. همه باید بیشتر مراقب باشیم و هرگونه علامتی را جدی بگیریم. بر اساس گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی، حدود ۶۸ درصد از مبتلایان این بیماری، به سرفه خشک دچار می‌شوند. بسیاری از بهبودیافتگان کووید-۱۹ نیز از دوره‌های سرفه‌ی آزاردهنده زمان بیماری می‌گویند. گذشته از این، یکی از روش‌های اولیه‌ی انتقال ویروس نیز از طریق پخش شدن قطرات آلوده پس از سرفه یا عطسه‌ی فرد بیمار یا ناقل بی‌علامت است.

 

حالا وقت آن رسیده که بنشینیم و خوب به تمام مفاهیمی که از سینما یاد گرفته‌ایم فکر کنیم

یعنی تصور کنیم سرفه کردن عملی ترسناک است؟ بله چرا که نه. اگر این اضطراب باعث احتیاط بیشتر و جدی‌تر گرفتن راه‌های پیش‌گیری باشد، جامعه راحت‌تر با فاصله‌گذاری اجتماعی و نیز نکات ایمنی کنار می‌آید. به طور کلی ما همگی به خوبی بر این مسئله واقفیم که سرفه‌ها تماما مرگ‌بار و خطرناک نیستند، اما شاید در شرایط حال با توجه به بحران جهانی همه‌گیری، بهتر باشد سینما و تلویزیون، به ویژه هالیوود رو سرلوحه خط فکری‌مان قرار داده و تمام جوانب احتیاط را در نظر بگیریم. بالاخره احتیاط شرط عقل است. شاید درنهایت به همان نتیجه‌ی معروف برسیم که: رستگاری در هنر است.

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *