فیلم های بازسازی شده: ۶ فیلم خارجی‌زبانی که از نسخه‌ی هالیوودی‌شان بهترند

 فیلم های بازسازی شده: ۶ فیلم خارجی‌زبانی که از نسخه‌ی هالیوودی‌شان بهترند
تبلیغات دیجی کول

از اپیزودهای جدید و تمام‌نشدنی جنگ ستارگان گرفته تا علاقه‌ی بی‌مثال دیزنی به بازسازی تمام کارتون‌های کلاسیک دنیا و تبدیل آن‌ها به یک فیلم زنده، همه و همه نشان از علاقه‌ی شدید هالیوود به فیلم های بازسازی شده و به تعبیری بازیافت مواد موجود در سینما دارد. یکی از جنبه‌های این جنون مهارنشدنی که موجب نارضایتی و انتقاد شدید علاقمندان به سینما در سال‌های اخیر شده، دست گذاشتن هالیوود روی نمونه‌های موفق سینمای جهان و تبدیل آن‌ها به نسخه‌های هالیوودی انگلیسی‌زبان است.

یکی از جدیدترین نمونه‌های فیلم های بازسازی شده، فیلم سراشیبی (Downhill) با بازی ویل فرل و جولیا لوئی-دریفوس است که بر اساس فیلمی سوئدی به نام فورس ماژور محصول سال ۲۰۱۴ ساخته شده است. نسخه‌ی سوئدی، فیلم بسیار موفقی بود که اقبال زیادی نزد منتقدان داشت و جوایز بسیاری را از جمله جایزه‌ی گلدن گلوب برای بهترین فیلم خارجی زبان از آن خود کرد. در همین حین، این فیلم بازسازی شده آن‌طور که باید و شاید مورد توجه و تحسین قرار نگرفته و منتقدین درباره‌اش این‌طور نوشته‌اند: 

«فیلم نسخه‌ی غیرضروری و به شدت ضعیف‌تر از فیلم اصلی یعنی فورس ماژور است.»

ساخت مجدد فیلم

نمونه های درخشانی از فیلم های بازسازی شده

البته ناگفته نماند که در این سال‌ها، نمونه‌های انگلیسی‌زبان موفقی هم از فیلم‌های اصطلاحا «خارجی‌زبان» ساخته شده‌اند. به طور مثال فیلم رفتگان (The Departed) محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی مارتین اسکورسیزی درواقع تجربه خوبی از بازسازی فیلم هنگ‌کنگی اعمال شیطانی (Infernal Affairs) ساخته‌ی اندرو لا و آلن مک در سال ۲۰۰۲ است. استیون سودربرگ در سال ۲۰۰۲، سولاریس را بازسازی کرد و کدام سینما دوستی است که نداند نسخه‌ی اصلی این فیلم اثر آندری تارکوفسکی فیلمساز روسی در سال ۱۹۷۲ ساخته شده‌ است. هم‌چنین فیلم معروف به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars) محصول سال ۱۹۶۴، اولین قسمت از سه‌گانه‌ی سرجیو لئونه، بر اساس فیلم ژاپنی یوجیمبو (Yojimbo) اثر آکیرا کوروساوا در سال ۱۹۶۱ ساخته شده است.

طرفداران سینمای بین‌المللی نگرانند مبادا آمریکا بخواهد با بازسازی تمام نمونه‌های موفق کشورهای دیگر، سایه‌ای بر این فیلم‌ها در چشم مخاطبین سینما بیاندازد و رفته رفته، فیلم‌های اصلی از ذهن علاقمندان پاک شوند.

رویکردهای ساخت مجدد یک اثر

بازسازی ‌فیلم معمولا دو رویکرد دارند، یا اثر اصلی را به کلی از ذهن مخاطب پاک می‌کنند و یا از زاویه‌ی تازه‌ای به روایت قصه می‌پردازند و در این راستا جزئیات بیشتری را بیان می‌کنند.

برخی از مخاطبین فقط نسخه‌های هالیوودی‌شده‎ی فیلم‌ها را می‌شناسند؛ در صورتی‌که نمونه‌های موفق بازسازی باعث می‌شوند توجه‌ها به نمونه‌ی اصلی فیلم نیز جلب شود. تمام این‌ نکات به میزان در دسترس بودن نسخه‌ی اصلی فیلم و نیز توجه منتقدان به آن‌ها بستگی دارد.

بازسازی فیلم

پرواضح است که مخاطب سینما، با بی‌توجهی به نمونه‌های اصلی فیلم‌ های بازسازی ‌شده، گنج‌های گرانبهایی از تصویر و قصه و بیان هنری را از دست می‌دهد. در ادامه چند نمونه از این فیلم‌ها را آورده‌ایم تا اجازه ندهیم زیر سایه‌ی نمونه‌ی بازسازی‌شده‌ی هالیوود، پنهان شوند و پس از مدتی از یادها بروند.

فیلم هایی که از نسخه هالیوودی‌شان بهتر بودند

  • فورس ماژور Force Majeure ، ۲۰۱۴

این فیلم، محصول مشترک سوئد، دانمارک، فرانسه و نروژ است که ساخته‌ی روبن اوستلوند، کارگردان سوئدی می‌باشد. از دیگر فیلم‌های این فیلمساز، می‌توان به مربع (The Square) محصول سال ۲۰۱۷ اشاره کرد که بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت و جوایز بسیاری را از آن خود کرد.

داستان فورس ماژور، در یک پیست اسکی آلپاین می‌گذرد و به لحاظ بصری بسیار غنی‌ و منحصر به فرد است. فیلم با بررسی زندگی یک خانواده‌ی طبقه متوسط نمونه، ما را به قلب ضعف‌های اخلاقی انسانی می‌برد.

 

فیلم بازسازی شده
  • چشمانت را باز کن  Abre los ojos ، ۱۹۹۷

آلخاندرو آمنابار، کارگردان خوش‌نام شیلی‌تبار، با این فیلم به خوبی یک درام دل‌نشین علمی‌تخیلی را درباره‌ی واقعیت‌ و خیال، آینده‌ی عجیب انسان‌ها و جهان مجازی جدید به تصویر کشیده است.

این فیلم، اولین نمونه‌ی اسپانیایی است که توسط هالیوود بازسازی شده است. کامرون کرو در سال ۲۰۰۱، نسخه‌ی هالیوودی این فیلم را به نام آسمان وانیلی (Vanilla Sky) ساخت و در آن از بازیگرانی هم‌چون تام کروز، پنه‌لوپه کروز و کامرون دیاز بازی گرفت. پنه‌لوپه کروز در نسخه‌ی اصلی اسپانیایی یعنی چشمانت را باز کن نیز در نقشی مشابه فیلم کامرون کرو ظاهر شده بود که این قضیه باعث شد توجه رسانه و مخاطبین به فیلم آمنابار جلب شود و زیر سایه‌ی همتای هالیوودی خود پنهان نشود.

  • زیر آسمان برلین Der Himmel über Berlin ، ۱۹۸۷

این فیلم که به زبان انگلیسی Wings of Desire نیز ترجمه شده است، از شاهکارهای بی‌زمان و ماندگار ویم وندرس، کارگردان آلمانی‌ست. داستان فیلم، قصه‌ی دو فرشته به نام‌های دمیل (برونو گانز) و کسیل (اتو ساندر) را روایت می‌کند و باعث می‌شود ما از زوایه دید آن‌ها به جدا شدن برلین نگاه کرده و احساساتشان را تجربه کنیم. یکی از جنبه‌های خاص فیلم، حضور پیتر فالک در نقش فردی‌ست که قبلا یک فرشته بوده اما از جاودانگی کسالت‌بارشان خسته شده و انتخاب کرده یک موجود فانی روی زمین باشد و زندگی را تجربه کند.

فیلم بازسازی‌ شده‌ این اثر، شهر فرشتگان (City of Angels) نام دارد که توسط براد سیلبرلینگ در سال ۱۹۹۸ ساخته شده است. نیکلاس کیج و مگ رایان در نسخه‌ی هالیوودی بازی کرده‌اند اما این اثر به هیچ عنوان با کار وندرس قابل قیاس نیست.

نسخه اصلی شهر فرشتگان
  • راز چشمان آن‌ها  El secreto de sus ojos ، ۲۰۰۹

این فیلم خوش‌ساخت و جذاب آرژانتینی به کارگردانی خوان خوزه کامپانلا، یک فیلم عاشقانه و هیجان‌انگیز با مضامین سیاسی‌ست که  اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را نیز در سال ۲۰۱۰ از آن خود کرد. ریکاردو دارین و سولداد ویلامیل در راز چشمان آن‌ها بازی چشمگیری از خود نشان داده‌اند. فیلم به خوبی یادآور وجه هنری و خلاقانه‌ی سینما، در کنار رویکرد تجاری آن است و با اشاره به تاریخچه‌ی سیاسی آرژانتین در سال‌های اخیر، سوالات مهمی درباره‌ی بی‌عدالتی، تبعیض، خاطرات و انتقام در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند.

در عوض در سال ۲۰۱۵، فیلمی هالیوودی به همین نام ساخته‌ی بیلی ری وارد سینما شد که از دید منتقدین نسبت به نسخه‌ی آرژانتینی، فیلم بسیار ضعیف‌تری بود که نتوانست به ظرافت روایی جنبه‌ی سیاسی قصه بپردازد. قصه‌ی نسخه‌ی بازسازی‌شده‌ی آمریکایی، به حوادثی پس از یازده سپتامبر و بمب‌گذاری در شهر لس‌آنجلس می‌پردازد. بر خلاف نقش‌آفرینی بازیگرانی هم‌چون نیکول کیدمن و جولیا رابرتز، فیلم از اقبال عمومی چندانی برخوردار نبود.

  • اولدبوی  Old Boy ، ۲۰۰۳

این فیلم که گاها به نام پیر پسر نیز شناخته می‌شود، دومین فیلم از سه‌گانه‌ی انتقام پارک چان-ووک، فیلمساز مشهور کره‌ی جنوبی است. قصه‌ی اولدبوی زندگی مردی به نام اودائه-سو (با بازی چوی مین-سیک) را روایت می‌کند که ربوده شده و به مدت پانزده سال زندانی می‌شود. با توجه به سرگرم‌کننده بودن و در عین حال شوکه‌کننده بودن روند قصه، تماشای آن کار دشوار اما هیجان‌انگیزی‌ست. شرایط انسانی پیچیده و سختی که در فیلم نشان داده شده، به خوبی تحسین تمام منتقدین را برانگیخته است. می‌توان گفت اولدبوی به نوعی ترکیب لذت‌بخش و در عین حال درگیرکننده‌ی مضامینی هم‌چون انتقام، سادیسم، نفرت، عشق و امید به رستگاری و رهایی‌ست.

نسخه‌ی اقتباسی آن، به کارگردانی اسپایک لی در سال ۲۰۱۳ ساخته شد. بعد از دیدن این فیلم تنها چیزی که به ذهن بیشتر مخاطبین متبادر می‌شد این بود: چه لزومی داشت اسپایک لی به سراغ این فیلم کلاسیک و ماندگار برود؟ همان‌طور که واضح است، منتقدان نیز از این بازسازی چندان استقبال نکردند.

 

  • دختری با خالکوبی اژدها  Män som hatar kvinnor ، ۲۰۰۹

نام این فیلم بازسازی شده درواقع به زبان سوئدی می‌شود «مردانی که از زنان متنفرند». فیلمنامه‌ی آن با اقتباس از رمانی به همین نام اثر استیگ لارسن، نویسنده و روزنامه‌نگار سوئدی نوشته شده و نیلس آردن آپلو، کارگردان فیلم برای جوایز جهانی بسیاری نامزد شده است. داستان فیلم درباره‌ی هکر عجیب و آزاردیده‌ای به نام لیزبث سالاندر (با بازی نومی راپاس) است که درگیر ماجرای دلهره‌آوری می‌شود و در این حین به یک روزنامه‌نگار به نام میکائیل بلومکویست (با بازی مایکل نیکویست) برای حل یک معمای پیچیده جنایی کمک می‌کند. فضای اکشن و جذاب فیلم مهر تاییدی بر سینمای اروپا بود؛ حفظ بار هنری سینما و اقبال در جوایز بین‌المللی در کنار محبوبیت جهانی.

دیوید فینچر نسخه‌ی هالیوودی این فیلم را در سال ۲۰۱۱ ساخت. در این فیلم، رونی مارا و دنیل کریگ (جیمز باند سینمای مدرن) نیز نقش‌آفرینی کردند. با وجود خوش‌ساخت بودن فیلم، از دید بسیاری از منتقدان لزومی به ساخت آن نبود چون نسخه‌ی اصلی و سوئدی به قدر کافی شهرت بین‌المللی پیدا کرده بود و فیلم فینچر حرف تازه‌ای برای گفتن نداشت.

دختری با خالکوبی اژدها

مطالب مرتبط

2 نظرات

  • برام سوال‌ه چرا بی‌توجهی به نمونه‌های اصلی فیلم‌ های بازسازی ‌شده مساوی با از دست دادن ی تجربه ی فوق العاده‌س =؟ بنظرم اگه فیلم اقتباسی به اثر اصلی وفادارباشه دیگه اثر اصلی که زیر سایه‌ی فیلم اقتباسی قرار نمی گیره البته صرفا نظر منه =) .
    با تشکر از نویسنده ی اثر جالب و مفید بود .

    • با تشکر از دقت و نظرتون، من فکر می‌کنم در مقایسه دو اثر سینمایی که یکی بازسازی دیگری‌ست، باید تفاوت قائل باشیم میان ذات اقتباس کردن به اون شکل که در ارتباط ادبیات و سینما مرسومه. اگر قرار باشه فیلمی ساخته بشه که کاملا بازنمایی فیلم دیگری باشه، چه توجیهی برای ساخت‌اش وجود داره؟ البته دقت بفرمایید که در این‌جا صحبت از شخصی‌سازی هالیوود شده، وگرنه الان اگر نسخه‌ی جدیدی از یک فیلم کلاسیک ساخته بشه قطعا جذابیت‌های خودش رو داره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *