هیجان و آرامش گیسو کمند در روزهای قرنطینه

 هیجان و آرامش گیسو کمند در روزهای قرنطینه
تبلیغات دیجی کول

یک شاهزاده خانم تیز و بز، یک دزد سلحشور شمشیر به دست، حدود بیست متر موی ناقابل و یک پایان خوش عاشقانه. گیسوکمند دقیقا همان نوع از فانتزی است که در این برهه نیاز داریم. با ما همراه باشید تا دلایل جذابی را که برای این حرفمان داریم با شما درمیان بگذاریم.

هم‌ذات‌پنداری ما با راپونزل در روزهای قرنطینه

راپونزل را تصور کنید که مجبور است در خانه بنشیند و آن‌قدر کسل شده که حوصله‌ی انجام هیچ‌کاری را ندارد. او کیک می‌پزد و پازل می‌چیند. زمین را تی می‌کشد، خانه‌تکانی می‌کند، لباس‌هایش را می‌شوید و یک شال‌گردن بسیار بلند می‌بافد که احتمالا هیچ‌وقت قرار نیست ازش استفاده کند. او هم‌چنین موهای حدودا بیست‌متری‌اش را شانه می‌زند و با یک آفتاب‌پرست کارتونی قایم‌موشک بازی می‌کند. بالاخره باید جوری خودش را از این بی‌حوصلگی نجات بدهد!

کیک پختن راپونزل

اگر می‌توانید عمیقا با راپونزل هم‌ذات‌پنداری کنید، احتمالا شما هم در قرنطینه‌ی خانگی به سر می‌برید. ماندن در خانه، تفریحات آپارتمانی و جستجو برای فرار از بی‌حوصلگی. البته با وجود شباهت‌های بسیار وضعیت او با شرایط حال زندگی ما، نباید فراموش کنیم که راپونزل درواقع توسط مادر بدجنسش در برجی بلند حبس شده بود، نه پاندمی یک بیماری جدید ناشناخته!

 او ۱۸ سال است که پایش را بیرون نگذاشته، خیلی خیلی بیشتر از زمانی که احتمالا ما در سال جدید مجبور باشیم خود را در خانه حبس کنیم.

با تمام این اوصاف، پر واضح است که دیدن چندین‌باره‌ی گیسو کمند، حتی در شرایط فعلی و اتفاقا در شرایط فعلی، می‌تواند به همه‌ی ما کمک روحی بسیاری کند. یک قصه‌ی سرراست و عاشقانه‌ی کلاسیک، شاهزاده خانمی که با استفاده از یک ماهیتابه به جای اسلحه می‌جنگد، موهای مواج جادویی و همراهی اشتباهیِ یک فرد پرماجرا که همگی باعث می‌شوند:

روی کاناپه‌ی خانه لم بدهیم و غرق در تصویرهای خوش‌ آب و رنگ و پرنور دیزنی بشویم.

موفقیت و ماندگاری انیمیشن گیسوکمند

گیسو کمند، یکی از اولین تجربه‌های انیمیشن کامپیوتری دیزنی است که در برهه‌ای حساس از تاریخ این کمپانی ساخته شد. فیلم‌های دهه ۲۰۰۰ دیزنی خیلی با قصه‌های شاهزاده خانمیِ دهه ۹۰ که در سراسر جهان محبوب بود، تفاوت داشت. «دیو و دلبر» و «پری دریایی کوچک» جزء پرفروش‌ترین فیلم‌های دهه ۹۰ دیزنی بودند. برای همین این کمپانی به این نتیجه رسید که به یک کار پرفروش دیگر نیاز دارد، کاری که بتواند محبوبیت کارتون‌های قبلی را به دست بیاورد، یا حتی از آن‌ها نیز محبوب‌تر و ماندگارتر شود. پس ما در سال ۲۰۱۰ با انیمیشن گیسو کمند مواجه شدیم. قصه‌ی راپونزلی که تمام ویژگی‌های یک شاهزاده خانوم دوست‌داشتنی را با خود به همراه داشت.

تقریبا یک دهه از آمدن این فیلم گذشته و گیسو کمند کماکان مخاطب را ناامید نمی‌کند. دلایل جذابیت این فیلم خاطره‌انگیز چیست؟

  • دیالوگ‌های جذاب و هوشمندانه
  • طنز ظریف درون متن
  • شخصیت‌های خاکستری که دائما بین قهرمان بودن و شرور بودن در حرکت و نوسانند
  • حیوانات همراه و با وفای جذاب و سرگرم‌کننده
  • زکری لی‌وای، صداپیشه‌ی فلین رایدر، شخصیت یاغی منحصر به فردی که بخشی از پویایی کار را به دوش می‌کشد

یک قصه “عاشقانه” و قهرمانی “غیرکلیشه‌ای”

هسته‌ی کار یک قصه‌ی عاشقانه است. ناتان گرنو و بایرون هاوارد تمام تلاششان را برای کارگردانی این انیمیشن خوش‌ساخت کرده‌اند و پس از ماجراجویی‌های بی‌نظیر و سرگرم‌کننده، درنهایت گیسوکمند با پایانی خوش روبرو می‌شود؛ چیزی که این روزها همه‌ی ما به آن احتیاج داریم.

قصه عاشقانه گیسوکمند

بالاخره برای اولین‌بار، شخصیت شاهزاده فیلم، یعنی همان فیلن‌رایدر یاغی و جذاب شمشیر به دست جنگنده که بلد است چطور گلیم‌اش را از آب بیرون بکشد، پیش‌داستان قابل قبولی دارد. یک آدم معمولی با پیشینه‌ی معمولی و یک رویای بزرگ. اما او قهرمان این قصه نیست، بلکه راپونزل است. راپونزل با صداپیشگی مندی مور، موانع و مشکلات را یکی پس از دیگری شکست می‌دهد و پیش می‌رود. او موفق می‌شود کسی را که به زور وارد خانه‌اش شده، با ضربه‌ی دقیق و مهلک یک ماهیتابه شکست بدهد.

هم‌چنین او یک نزاع بزرگ در قهوه‌خانه را با تکان سریع موهایش و نیز یک تک‌گویی پراحساس و دلسوزانه به صلح می‌رساند. او می‌تواند از ماموران قصر و نیز از سیلاب غاری که در آن محبوس است نیز بگریزد. هر دوی این کارها را در کمتر از سه دقیقه به اتمام می‌رساند تا برای همیشه خود را در دل ما جا کند.

او راپونزل است، قهرمانی که خودش کارها را انجام می‌دهد، به جای اینکه در اتاقش به امید آمدن شاهزاده‌ای سوار بر اسب سپید منتظر بماند.

جذابیت‌های بصری

به لحاظ هنری، بعضی از نماهای فیلم آن‌قدر زیبا و خوش‌ آب و رنگ هستند انگار نقاشی‌هایی رنگ روغنی و پرطمطراقند که از دیوارهای یک موزه وام گرفته شده‌اند. در نماهای باز زیبایی که از برج راپونزل در میانه‌ی جنگل و تکان خوردن ملایم موهای آویزان از پنجره‌اش در نسیم در فیلم می‌بینیم، یک چیز اثیری روح‌بخش وجود دارد. وقتی هزاران هزار فانوس به آسمان فرستاده می‌شود، صحنه‌ای که راپونزل کل زندگی آرزوی دیدنش را داشته است، هر یک از آن فانوس‌ها با نور گرمی ملایمی انگار کل تصویر را جادو می‌کنند و دل ما بینندگان را نیز که غرق در شکوه و زیبایی‌شان شده‌ایم گرم می‌کنند.

فانوس هادر آسمان

در شرایط این روزها، خودتان را به تماشای این انیمیشن دیدنی دعوت کنید

جهان به سمتی ناشناخته در حرکت است. ویروس‌های عجیبی کره زمین را در بر گرفته‌اند، ما خود را در خانه حبس کرده‌ایم و تمام آرزویمان گذراندن این دوره‌ی جدید و سخت است.امید به روزهای روشن و عبور از سختی، امیدواری رسیدن دوره‌ای از صلح و شادمانی، قلب تپنده‌ی همگی‌مان را گرم و زنده نگه می‌دارد.

قصه‌ی راپونزل با موهای جادویی‌اش، به ما یادآوری می‌کند که بعد از هر سختی، آسانی‌ است.

تاریکیِ شب درست پیش از آمدن روشنایی روز در بیشترین حالت ممکن است. کمپانی دیزنی با انیمیشن گیسو کمند دوباره خاطرنشان می‌کند که اگر قرار است قصه‌‌‌ی پریان با عناصر عاشقانه و مقادیر دلچسبی جادو، بشنویم، بهتر است کار را به خودش بسپاریم. اگر روزهایی را که در خانه مانده‌ایم پر اضطراب سپری می‌کنیم، بهتر است دوباره به کارهای دیزنی روی بیاوریم. دل به موسیقی زیبا، ترانه‌های گیرا، رنگ‌های زنده‌ی تصاویر منحصر به فرد و قصه‌های دلگرم‌کننده و انرژیبخش بدهیم و تلاش کنیم تا در آینده‌ای نزدیک و مبهم، خاطره‌ی این روزهای تاریک را آمیخته باشیم با نور و گرمای امید، زیرا این نیز می‌گذرد.

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *